سيد حسن مير جهانى طباطبائى
495
جنة العاصمة ( فارسي )
آنكه استحقاق آن را داشته باشند ، و ايجاد كرده است موجودات را بر وجه تأسيس و براى عموم نعمتهائى كه ابتدا فرموده ، و كمال نعمتهاى ظاهريّه و باطنيّه او ، و براى پىدر پى دادن نعمتها بدون فاصله هر يكى پس از ديگرى زيادتر و بيشتر ، و جزاى سپاسگزارى دور است از اينكه بپايان رسد ، و باقى و ابدى بودن آن دور است از ادراك براى اينكه آخرى ندارد ، و ميل و رغبت داده است سپاسگزاران را به سبب زيادتى سپاسگزارى به اينكه نعمت بر ايشان اتّصال داشته باشد و قطع نشود ، و خواسته است كه خلايق او را شكرگزار باشند به سبب زياد كردن نعمتها ، و دوبرابركننده است به سبب ميل و رغبتى كه به آنها داده براى شكرگزارى نعمتهاى اخروى براى سپاسگزاران . و گواهى مىدهم كه نيست خدائى مگر خداى يگانهاى كه هيچ شريكى ندارد ، و لا إله إلّا اللّه كلمهايست كه تأويل آن را اخلاص قرار داده ، يعنى بايد كلّيهء اعمال گويندهء آن خالص باشد براى خدا ، و مشوب به ريا و شركت قصد و اغراض فاسده نباشد ، و واجب گردانيده كه بندگان بدانند كه مستلزم كلمهء اخلاص اين است كه خدا را مركّب ندانند ، و صفت زائدى بر او قائل نشوند ، و در چيزى از امور به غير او متوجّه نباشند ، اين است تأويل كلمهء توحيد ؛ زيرا كه كسى كه يقين به خالقيّت او دارد و اينكه مدبّرى جز او نيست و شريكى در خدائى او نيست ، سزاوار است كه غير او را شريك در عبادت قرار ندهد ، و در هيچ امرى از امور به غير او متوجّه نگردد ، و او را از كلّيهء نواقص امكانيّه پاك و پاكيزه و منزّه بداند ، و روشن گرداند در ذهنها آنچه را كه تعقّل شود از اين كلمه به تفكّر در دلائل و براهين او . خدائى است كه به چشمها ديده نمىشود ، و به زبانها وصف كرده نمىشود ، يعنى چشمها و زبانها عاجزند از ديدن و وصف كردن او ، و كيفيّت و چگونگى او از وهمها خارج است ، ايجاد فرموده است چيزها را بدون آنكه چيزى پيش از آنها بوده باشد ، يعنى بدون مادّه و بدون اينكه اقتدا كند به مثلى و مانندى ، از نيستى ، هستى داده همه چيزها را